به نام دوست
سلام. این روزها ملالی نیست به جز وزنی که گرم به گرم کم میشه. به جز غول گرسنگی که فرار کرده و فقط گاهی پیداش میشه تا یادت بیاره که روزگاری حاکم اصلی وجودت بوده. باورکردنی نیست که بعضی روزها با همان رژیم سیر می شوی و روز به روز تعداد این روزها بیشتر میشه و بعضی روزها چنان ضعف می روی که با خودت می گویی کی میشه سیر بخوابم؟ مثل همین دیروز که از شدت گرسنگی قبل از شام دست کردم توی جعبه و دو تکه کوچک از پیتزا را زدم به بدن. خطای قابل بخششیه در قبال تلاش های زیادی که داشتم. انتظار میکشم برای رسیدن به هدفم تا قبل از پایان این ماه